
در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «گلها می خشکند» را مرور میکنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. ...
ادامه مطلب
این گزارش با هدف ارائه اطلاعات کامل درباره «چرا ما آدما دل داري بلد نيستيم موندم» تهیه شده است و مهمترین نکات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. نشسته بود روي زمين و داشت يه تيكه هايي رو از روي زمين جمع مي كرد.بهش گفتم: كمك نمي خواي؟ گفت:نه. گفتم: خسته مي شي بذارخوب كمكت كنم ديگه.گفت: نه خودم جمع مي كنم.گفتم:حالا تيكه ها چي هست؟بد جوري شكسته...
ادامه مطلب
این متن فوق العادست یعنی محشره...
ادامه مطلب
من نه عالم من نه عارف من نه حتی شاعرم بی سوادم.... بی سوادی عاشقم مینویسم حرفهایم رابرای یار خود بابا زبانی ساده وبی پیچ وخم از دل شادی و غم وبه اسم شعر نو گفته ام داردمخاطب بیشو کم رضاخانی عبدلی +نوشته شده در دوشنبه سیزدهم دی ۱۳۹۵ساعت11:22  توسطparasto | ...
ادامه مطلب
من نه عالم من نه عارف من نه حتی شاعرم بی سوادم.... بی سوادی عاشقم مینویسم حرفهایم رابرای یار خود بابا زبانی ساده وبی پیچ وخم از دل شادی و غم وبه اسم شعر نو گفته ام داردمخاطب بیشو کم رضاخانی عبدلی +نوشته شده در دوشنبه سیزدهم دی ۱۳۹۵ساعت11:22 توسطparasto | ...
ادامه مطلب
نشسته بود روي زمين و داشت يه تيكه هايي رو از روي زمين جمع مي كرد.بهش گفتم: كمك نمي خواي؟ گفت:نه.گفتم: خسته مي شي بذارخوب كمكت كنم ديگه. گفت: نه خودم جمع مي كنم. گفتم:حالا تيكه ها چي هست؟بد جوري شكسته معلوم نيست چيه؟نگاه معني داري كرد و گفت:قلبم. اين تيكه هاي قلب منه كه شكسته. خودم بايد جمعش كنمبعدش گفت : مي دوني چيه رفيق؟آدماي اين دوره زمونه دل داري بلد نيستن.وقتي مي خواي يه دل پاك و بي ريا رو...
ادامه مطلب
دوست دارم صبحم را باتو آغاز کنم و دوست دارم شبم را با تو به پایان ببرم هر صبحم تو باشی و هرشبم تو باشی ای تمام شب و روزم دوستت دارم...
ادامه مطلب
منکسیرا دارم کهبا بستنچشمانمحسقشنگنگاهش رااحساسمیکنمبوینفسهایش رامیشنوممنکسیرادارم کهحتیوقتنبودنمعاشقماستعشق یعنےهمین...
ادامه مطلب
باران که شدی مپرس ، این خانه کیستسقف حرم و مسجدومیخانه یکیستباران که شدی،پیاله ها را نشمارجام و قدح و کاسه و پیمانه یکیست...
ادامه مطلب
عاشقانه ای با ازرائیل آخر رسید شب وصال ...شبی که سالها در انتظارش بودم ...گویی تمام این سالیان به یک چشم برهم زدن گذشت ...حال تو اینجایی...جایی که خدا مقدر داشته که تو ،در این مکان ، این زمان وبه این شکل، کنار من باشی...کنار منی که یک عمر آرزوی هم آغوشیت روئیای خواب و بیداریم شده بود ...بدون مقدمه...بنوش شیره ی جانم را، ولی نه به یک باره ...جرعه جرعه، اندک اندک...میخواهم طعم شیرین دل کندن و پرکشیدن را به این روح سر خورده بچشانم...شاید مرهمی باشد برای درد و رنج سالیانش... رضا خانی عبدلی ...
ادامه مطلب