خرید بک لینک

کاش میشد...

که نمِ چشمِ تر از باران بود...

کاش میشد...

که لب از شادی دل میخندید...

کاش میشد...

که انسان حریص...

بهر آبادی کوه و گذرش میجنگید...

و به دست جای تنفگ بیلی داشت...

و درون باغ همسایه ی خود گل میکاشت...

فارغ از هر رنگی...

مذهب و آینی...

همه هر سو به ستایش مشغول...

خالی از هر ستم و هر بیداد...

چه زمینی میشد...

آن زمینی که گلش...

بوی خدا را میداد...

سرودنده: رضاخانی عبدلی

+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم آبان ۱۳۹۵ساعت 16:5 توسط parasto |

برچسب: مشید, نویسنده: آریا جلالی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 15:28

صفحه بندی